تبليغاتX
ایرانی -
بازی رمز آهنگ
چهارتا مورچه مي رن حموم بعد 2تا ميان بيرون اون 2تا چي ميشن؟
مي چسبن به صابون

-------------------------------------------------------------

يه روز يه  نفر  سواره اتوبوس ميشه. تو اتوبوس عاشق يه دختره ميشه. وقتي از اتوبوس پياده ميشه, شماره پلاك اتوبوس را يادداشت ميكند

--------------------------------------------------------------

به يكي ميگن با قباد جمله بساز.يارو ميگه:بزن بزيم به سزعت برق و باد

--------------------------------------------------------------

يه روز هواي تهران خوب بود طرف  زنگ ميزنه هواشناسي تشكر ميكنه

-------------------------------------------------------------

يك روز يه ماشين از رو انگشت يه نفر رد مي شه طرف مي ميره تعجب مي كنن كه مرده بعد مي فهمن كه موقع تصادف انگشتش تو دماقش بود

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 5:40  توسط ناشناس |